روزی شیخ در ایوان مسجد مشغول تدریس می باشد یك پرنده ای گوشه بام می نشیند  و شروع به خواندن می كند . شیخ از مذاكره افهام  و تفهیم كوتاهی می كند و ساكت می ماند .

پس از چند دقایقی شیخ خطب به محصلین می فرماید : «  شما می فهمید كه این پرنده چه می گوید ؟ »

فقها به عرض می رسانند :  « خیر » .

شیخ رو برمی گرداند و خطاب به شیخ مولانا می فرماید : «  فقه محمود  ( گویا در آن موقع كتاب جامی را تحصیل فرموده اند )  ، شما هم نمی دانید كه این پرنده چه می گوید ؟ »

شیخ مولانا می فرماید :  « این پرنده از وفات بابا طاهر عریان همدانی سخن می گوید و به عرض می رساند كه شیخ با جماعت محصلین نماز جنازه را بطور جماعت انجام دهد »

شیخ بلافاصله می فرماید :  «  صدقت یا مولانا  » .

 

از این به بعد به شیخ مولانا مشهور می گردد و به شیخ مولانای كوهستانی نامش می برند . كلمه قوهستان در كتاب المنجد كه در صحیفه  [ صفحه ]  11 گذشت به نظرم معرب كوهستان می باشد .

 

پانوشت  1 -  تاریخ وفات بابا طاهر عریان همدانی با  تاریخ  خرید ملك شموله و همچنین وقفنامه رزی وادی زنگی همخوانی ندارد . به نظر مدیر وبلاگ  ، شخصی كه از وفات آن سخن رفته است احتمالا از مشایخ طریقت نوربخشی ( و یا ازصوفیان  و عرفای آن زمان ) بوده است و در اثر مرور زمان نامش فراموش شده  و سهوا نام بابا طاهر عریان همدانی به جای آن نقل شده است .

پانوشت 2 -  دلیل مدیر وبلاگ بر اینكه فرد مورد نظر باید از شیوخ طریقه نورخشی بوده باشد این است كه شیخ حسن پسر شیخ مولانا كتاب  « دعاها و مناجاتهای و دستورات طریقه نوربخشی  »  از كتابخانه شیخ احمد قصیر انتخاب نموده است ، چنانكه ملا صالح بن ملا شریف در حاشیه رساله و كتاب فاضل مزبور به دستخط خود به آن اشاره كرده است . بنابراین بسیار محتمل به نظر می رسد كه  شیخ احمد قصیری كه شیخ مولانا نزد او درس خوانده از پیروان ( و یا شیوخ ) طریقه نوربخشی بوده  باشد و شخصی كه از وفات او سخن گفته شده  از مشایخ این طریقه باشد .

پانوشت 3 – به نظر مدیر وبلاگ  خود شیخ مولانا هم از پیروان طریقت نوربخشی بوده است و این امكان وجود دارد كه سلسله اجداد او هم به « سید علاء الدین محمد نوربخشی » موسسس طریقه نوربخشی  و یا یكی از شیوخ این طریقت برسد . دلیل این كه  شیخ مولانا هم برای درس خواندن نزد شیخ احمد قصیر رفته این است كه هر دو از پیروان این طریقت بوده اند  و كتاب « دعاها و مناجاتهای و دستورات طریقه نوربخشی  »  در اصل در كتابخانه  ( و احتمالا نوشته خود ) شیخ احمد قصیری بوده و ملا صالح بن ملا شریف  از روی نسخه ای كه شیخ حسن فرزند شیخ مولانا از كتابخانه شیخ احمد قصیری  برداشته  ،  با دستخط خود نسخه ای دیگر از این كتاب را بازنویسی كرده است .    

پانوشت 4 – در آن دوران طریقه نوربخشی در كردستان رواج داشته است . خود سید محمد نوربخش موسس طریقه نوربخشی از ترس  « شاهرخ میرزای تیموری » زمامدار وقت ، مدتی را در كردستان آواره بود و به تبلیغ طریقت خود در آن دیار می پرداخت . چنانكه سادات برزنجی هم خود در اوایل از پیروان این طریقت بوده اند و جد اعلای شیوخ برزنجی یعنی شیخ عیسی هم كه برادر محمد نوربخشی ( موسس طریقت نوربخشی ) بود ، این طریقه را در كردستان رواج داد .

پانوشت 5 -   در داستانی كه نقل شده ، گفته شده كه شیخ مولانا را به  شیخ مولانای كوهستانی ( شیخ مولانای قوهستانی ) نام می برند و قوهستان همان جایی است كه سید علاءالدین محمد نوربخشی در آنجا متولد شده است . چنانكه ابن حوقل می گوید :  « قاین قصبه قوهستان است و قوهستان ناحیتی است از خراسان ، بر کرانه بیابان و قوهستان نام ناحیه است و در آنجا شهری بدین نام نیست. و شهر آن قاین است. قاین شهری است چند سرخس. آبش از کاریزها است. بستانهایش اندک باشد و قریه‌هایش پراکنده  »  و خود « سید محمد نوربخش » موسس این طریقه هم در قائن مركز ولایت قوهستان به دنیا آمده است . بنابراین این احتمال قوی وجود دارد كه شیخ مولانا در اصل اهل  قوهستان بوده و بعدا در قریه شموله ( كردستان ) سكنی گزیده است .