نیز بنا به فرموده پدرم و مرحوم عمویم  غفرالله لهما  ، شیخ پس از پایان تحصیلات در خدمت شیخ احمد سابق الذكر رحمه الله  ، از شیخ اجازه می خواهد كه به مناطق كوهستان بازگردد و برای تعیین اقامتگاه از حضرت شیخ احمد  استشاره تقاضا می كند [ تقاضای مشورت می كند ] .

شیخ یك شتر سفید رنگی در اختیار وی می گذارد و می فرماید :  «  شیخ مولانا  رو به كوهستان حركت كن . خدا با  توست . در هر جائی و قریه ای مهمان شوی اگر در فردای همان روز به آنجا هستی  اگر شتر را هی كردی و شتر از خوابگاه خود به زمین چسبید و بلند نشد آنجا وطن و مسكن خود قرار بدهید  » 

شیخ شتر سوار می آید تا  كه به قریه شموله می رسد و در فردای آن روز هر چند شتر را هی می كنند ، شتر بلند نمی شود . شیخ مولانا می فرماید :  « اینجا جای من و اقامتگاه من است »