در پاییز سال 1347 قمری پدر بزرگوارم برای تحصیل بنده و عموزاده ام مرحوم ملا عبدالكریم  را به  قریه  « سرا »  منزل عمو بزرگ مرحوم  ملا محمد اعزام فرمود .

عمو بزرگ در آنجا ما را به شهرستان  سقز مسجد دو مناره كه در آن زمان به مسجد شیخ حسن مولان آبادی  مشهور بود فرستاد . در مدرسه مسجد در نزد ملا صالح واصلی سرتكلتوئی كه مستعد بود اقامت نمودیم .

بعد از مدتی كه زمستان رسید یك نفر مستعد به نام شیخ نجم الدین ما را فریب داد و به قریه  « خرده لوكه »  (  كه تقریبا دو ساعت پیاده رو مسافت با شهر سقز دارد  )  ما را برد . در آنجا تا موقع بهار وظیفه به اصطلاح  (  سخته ای )  انجام دادیم .

در آن زمستان در قریه نامبرده خیلی سخت گذراندیم  . ملا عبدالكریم عموزاده ام روزهای جمعه می بایست بنا به فرمان مستعدها  برای دریافت دو قران جمعانه از یك نفر حاجی اهل سقز به  آنجا برود و بگیرد .