دیدم در حیاط مسجد حجره های متعدد وجود دارد یكی حجره طلبه ها  دوم حجره مدرس سوم حجره خطیب و چند غرفه های دیگر داشت .

بعد از ورود شیخ خطیب حجره خودش را به من معرفی كرد و گفت : منزل شما و نشست و خواست و خواب و خوراك شما با فقها است .

منزل فقها رفتم . دو نفر مستعد و سه نفر سوخته در آنجا سكونت داشتند . بنده خود را به ایشان معرفی نموده . ایشان ظاهرا تعارف كردند . خوش آمد گفتند .

یك استادی داشتند به نام ملا سید عبدالله جوانرودی مدرس رسمی وظیفه او بود . خلاصه با هم آمیخته شدیم ولی درس من كه مختصرالمعانی قسم بدیعش [ را ]  می خواندم نزد شیخ صورت می گرفت و نظافت حجره شیخ به عهده اینجانب و پذیرائی از مهمانش هكذا [ همچنین ] .